حوادث کوهستان

 

آمار تلفات کوهستان ...

 آمار تلفات کوهنوردی يا آمار تلفات کوهستان  ! ؟  کداميک صحيح تر است !

حادثه ای در تمرین یخ نوردی 

آيا همه تلفات امسال مربوط بود به کوهنوردان ؟‌  يا کسانی به کوه رفته بودند و بعد از حادثه و مرگ ديگران تصور کردند که آنان کوهنورد بوده اند  .. اصلا چه فرقی وجود دارد بين کوهنورد ، کوهپيما ، کوهرو ، کوهگرد ، چوپان ، خيل عظيم گريختگان از شهر و پليس ، انبوه علاقمندان به درخت و رود خانه و يک قوری چای  !!! در مورد تفاوتهای اين دسته های مختلف اجتماعی که به کوهستان ميروند سخن بسيار است و در اين مجال نميگنجد  ولی قدر مسلم اين است که کمتر از ۲۰ درصد آمار حوادث مربوط به کوهنوردان و کوهپيمايان است .

۳ هفته   پيش بعد از ۳ روز بارش سنگين برف در راه شير پلا به سنگ سياه مردی را ديدم که  که با  کفش اسپرتکس  شلوار جين و يک پيراهن آستين سه رب  و بدون هيچ چيز ديگری حتی کلاه و دستکش يا يک لقمه نان و آب و .... از کنار ما رد شد !!!!  با خودم فکر کردم اگر الان باد شديدی دربگيرد اين مرد ظرف کمتر از نيم ساعت از دست خواهد رفت  (بگذريم از اينکه چندين نفر را درگير نجات خودش خواهد کرد ) و بد تر از همه اين است که در رسانه ها اعلام ميکنند کوهنوردی در اثر باد و کولاک شديد در ارتفاعات شمال تهران جان خود را از دست داد  !   واقعا چاره چيست ... آيا من جوان نوعی بايد به نمايندگی از فدراسيون کوهنوردی يا حلال احمر يا هر ارگان ديگری که به نوعی مسئول است  به يک مرد ميان سال ۵۰ .. ۶۰   ساله تذکر بدهم و او را متوجه خطری بکنم که کودک ۱۰ ساله هم متوجه آن ميشود... جای بسی تاسف است که مشابه اين موارد کم نيستند ... در همان روز من چندين مورد مشابه آن را ديدم . اين رفتار دقيقا مثل رفتار راننده ای است در يک بزرگراه با سرعتی خيلی بيشتر از سرعت مجاز حرکت ميکند و حادثه دلخراشی را اول برای خود بعد برای خانواده اش بعد هم برای اطرافيان رقم ميزند ... يا کسی که در کنار يک بزرگراه در حال دنده عقب گرفتن است ....  با اين تفاوت که قوانين شهر را ما خودمان ايجاد کرده ايم  اما در برابر قوانين طبيعت ناچار به پيروی و اطاعت هستيم و تخطی از آن در بسياری از موارد جبران ناپذير است ....

نتيجه اينکه  علت اصلی بسياری از حوادث امسال کوهستان ناشی از رفتارهای نادرست اجتماعی بوده است . مثل حوادث جاده ای ، حوادث هوايی و ...   پس به فکر اصلاح رفتارهای اجتماعی باشيم که قدم اول آن اصلاح رفتارهای خود است .

/ 10 نظر / 15 بازدید
علي مومن‌لو

ا سلام وبلاگ جالب و زيبايي داريد مطالب شما نيز از عمق و پختگي لازم برخوردارند اين راه را ادامه دهيد و مطمئن باشيد كه وبلاگ در آينده‌اي نه چندان دور كه طلايه‌هاي آن از هم اكنون ديده مي‌شود به يكي از رسانه‌هاي اصلي كشور تبديل خواهد شد. با اجازتون هم اين مطلب امروز در ايسنا با ذکر منبع وبلاگتان كار شد. منتظر ديدار سبزتان هم هستيم و باز هم اگر مطالب مفيد و علمي داشتيد برايم كامنت بگذاريد تا استفاده شود. در پناه حق

tochalnavard

هر کسی اول توانايی هايش را می سنجد وسپس کوه می آيد. اگه اون آقا هم اونطوری اومده کوه اونقدر آماده بوده که در برابر سرما مقاومت بيشتری داشته و حتی از شما هم جلو زده دليلی نداره برای مجاب کردن خود از عدم تواناييتان ديگران را متهم کنيد. چرا ما کوهنوردا هميشه عادت کرديم از ديگران ايراد بگيريم و موفقيت ها و توانمندی هايشان را کوچک کنيم؟؟

پیرمرد 60ساله

ببین پسرم من همونی هستم که از کنارت با سرعت شدم . البته متوجه شدم که در فکرت راجع به من چی فکر می کنی ولی باید بدونی که من در ماشینم که بی ام و 120 میلیونی است (البته نمی خواهم پز بدم ) و قبل از حرکت از طریق نوت بوکم اطلاعات کاملی از وضعیت هوا در طی 4 ساعت اینده پیدا کردم . ضمن اینکه یکی از دوستانم در ماشین منتظرم بود و دائما اطلاعات هوا شناسی را از طرق مختلف پیگیری می کرد و با من از طریق بی سیم در ارتباط بود.می دانستم که باد و کولاکی در انتظار من نخواهد بود به همین دلیل کاملا سبکبار و سرعتی صعود کردم و پایین امدم فرق منو شما اینه که من به اطلاعات دسترسی دارم .ضمن اینکه ادم از یکثانیه بعدش هم خبر نداره .ببینیم شما وقتی برای کوهپیمایی میری کلاه ایمنی پتزل رو سرت می گذاری که مبادا با 1 درصد احتمال خوردن سنگ به سرت مقابله کرده باشی؟:)

پیرمرد 60ساله

در گذشت لافایل را به همه دوستداران کوه تسلیت عرض می کنم .

mehrpou

بسيار وبلاگ جالبی بود هم مطالبش خوب بود هم عکسها. من سابقا کوهنوردی میکردم و خیلی دوست دارم که در این باره مطالب خوب بخونم. ولی يک چيزی که اول از همه توی وبلاگتون چند دقيقه ای منو ميخ خودش کرد اون counter بود. واقعا جالبه!

azizollahi

به : پيرمرد ۶۰ ساله با سلام و احترام. ببين پدرم، به جوهر کلام عباس دقت کن. ۱- هر اتفاقی در کوه افتاد لزومآ به کوهنوردی ربطی نداره. ۲- علت بسياری از حوادث همان رفتارهای غلط ( و صد البته برآمده از پندارهای غلط ) است. ۳- برای همه ما جای خوش وقتی و خوشبختی است که برخی از کوهنوردان - مثل شما - برای اجرای برنامه هایشان تا اين سطح از آمادگی اطلاعاتی برخوردار باشند. ۴- عباس شمای نوعی را مثال زده ايشان که علم غيب ندارند تا وضعيت شما را بدانند. ۵- مگر شما را درکوه فقط بدی آب و هوا تهديد ميکند؟ سقوط و يا زبونم لال با توجه به سنتان ايست قلبی و . . . . نيز از ديگر تهديدات متوجه شما نيست ؟ ۶- بنده همين امروز برنامه برف کوبی مسير اوسون به ايستگاه پنج رو بدليل نداشتن لباس مناسب (با توجه به سنگينی برف ) نيمه کاره رها کردم.شما دعا بفرمائيد يک عدد از آن فيوزهای بی . ام .و ۱۲۰ میليونی شما نصيب من گردد تا بتوانم يکدست لباس گورتکس ۳۰ هزار توامنی بخرم. با تشکر و عرض پوزش

azizollahi

به : عباس بهرامی نيا . با سلام و احترام. در خصوص کامنت شما در پست ( بيانات گهر بار . . . ) حق با شماست . البته الطافات داريد که اشخاص هيچگاه مورد خطاب من نيستند. آنچه من بدنبال آن هستم - اگر چه شايد هنر بيان آن را ندارم - اينست که حرف زدن و شعار دادن مال ما وبلاگی هاست و عمل صحيح و قاطع مال مسئولين اعم از حقوق بگير يا داوطلب افتخاری . اصلا ذات مسئوليت پذيری چنين چيزی را می طلبد. اين عمل صحيح طيف وسيعی را در بر ميگيرد اسمش هر چه که هست باشد برنامه ريزی ، پژوهش ، امداد و نجات ، هماهنگی و . . . . باتشکر مجدد و عرض پوزش . جسارت نباشد هلال احمر صحيح است نه حلال احمر.

بهار

وبلاگ خوبی دارین امیدوارم بتونم از اطلاعات خوب شما استفاده کنم

رضا

اينکه تلفات کوهستان رو با تلفات کوهنوردی يکی بدونيم مثل اينه که آمار کسانی که به هر علتی غرق ميشن جزو آمار تلفات ورزش شنا بدونيم