گزارش برنامه هرزه کوهها

  برای ديدن تصوير کامل وبزرگتر عکس فوق  اينجا  کليک کنيد

خوب... قول داده بودم گزارش برنامه خط الراس هرزه کوهها را بنویسم اما میدونید که گزارش 6 روز برنامه زمستونی خیلی طولانی میشه پس سعی میکنم در 2 قسمت بنویسم که شما هم از خوندنش خسته نشین فکر صعود زمستونی این خط الراس از وقتی تو سر بچه های گروه(گروه کوهنوردی همت شمیران ) افتاد که تابستون 79 چند تا از بچه ها صعود های مختلفی از سه چال به سرکچال، خلنو و آزادکوه انجام دادند و متوجه شدند که زمستون منطقه خیلی باید خفن باشه و از طرفی هم شنیدیم که تیمهای مختلفی تلاشهای ناموفقی روی این خط الراس داشتند و هنوز هم کسی نتونسته بطور کامل ازش گذر کنه این بود که تابستون 82 تصمیم جدی به صعود زمستونیش گرفتیم وطی یک برنامه شناسایی از تمام قسمتهای مسیر عکس گرفتیم و محل کمپها رو مشخص کردیم طی این برنامه دریافتیم که مهمترین مساله این برنامه نداشتن راه فرار از روی خط الراس چون ما بین 2 تا دره عمیق برف گیر با دهلیز های پر شیب وخطرناک قرار گرفته یعنی اگر زمستون هوا خراب بشه یا اتفاقی برای کسی بیافته هیچ راهی جز موندن روی خط الراس و منتظر تیم امداد شدن یا ادامه راه نیست به همین خاطر زمان اجرای برنامه رو دی ماه انتخاب کردیم که پایدارترین هوا رو داشته داشته باشیم و زمان دقیقش هم هر وقت بودکه طبق پیش بینی سایتها وسازمان هواشناسی حداقل 4 روز هوای خوب داشته باشیم و مسیر را به دلایل مختلف از خلنو به سه چال انتخاب کردیم طی یک مرحله بارگذاری در آذر ماه حدود 40 کیلو بار عمومی رو به پناهگاه لجنی منتقل کردیم ما از 5 دی منتظر 4 روز هوای خوب بودیم اما از شانس ما پارسال هر دو روز یه بار هوا خراب میشد هر چند حجم بارندگی زیاد نبود اما یه ناپایداری مختصر برابر بود 70،80 کیلومتر باد روی خطالراس . بالاخره 10 دی یه 6 روز هوای خوب پیدا کردیم که البته ممکن بود وسطش یک یا دو روز هوا خراب بشه .اصلا پارسال زمستون هوا مثل بهار بود پیش بینی هم سخت بود به هر حال ما 11 دی 4 نفره حرکت کردیم یکی از بچه ها لطف کرد و با ماشینش صبح ساعت 5 ما رو رسوند شمشک و برگشت .7،8 درجه زیر صفر بود برف هم اینقدر اومده بود که چند روزی بود پیست باز شده بود از مسیر زمستونی یعنی از روی یال لجنی رفتیم بالا هوا کاملا ساکت و سرد بود و بعد از طلوع آفتاب به شدت گرم شد بخصوص که هر چی بالاتر میرفتیم حجم برف و برفکوبی هم بیشتر میشد و فعالیت شدیدتر .لا به لای صخره های زیر پناهگاه هم پوشیده از برف بود و صعود از صخره ها با هیجان و لذت خاصی همراه بود .ساعت 11 به پناهگاه رسیدیم . بعد از کمی استراحت مشغول تقسیم و مرتب کردن بارها و صرف ناهار شدیم شب مشغول آب کردن برف و تهیه آب فردا شدیم شب تو پناهگاه حدود 8،9 درجه زیر صفر بود .روز بعد یعنی دوازدهم دی ساعت 3.5 بیدار شدیم بعد از صرف صبحانه مختصر و بستن کوله ها ساعت 5 از پناهگاه حرکت کردیم بعد از برداشتن بارهای عمومی وزن کوله ها به 18 تا 20 کیلو رسیده بود و حرکت ما نسبتاً کند بود ساعت 8 رسیدیم روی خط اراس سرکچال _ کلون بستک باد شدید همراه با برفهایی که از زمین بلند میشد حال عجیبی میداد طوری که حرکت بدون عینک و کلاه طوفان به شدت کلافه کننده بود بلافاصله به سمت سرکچال حرکت کردیم حجم برف و اندازه نقابهای روی خط الراس آدم رو به وجد می آورد ساعت 9 به قله اصلی سرکچال به ارتفاع 4150 متر رسیدیم در حالی که میدونستیم تا آخر برنامه 7،8 تا قله دیگه با این ارتفاع رو رد میکنیم به سرعت در جهت شمال و به سمت گردنه ما بین خلنو و سرکچال معروف به به گردنه ورزآب سرازیر شدیم ساعت 10 به اول گردنه رسیدیم 20 دقیقه ای مشغول خوردن آب وتنقلات شدیم و باز به سمت شمال حرکت کردیم تا به شیب تندی رسیدیم که به خط الراس خلنو _هرزه کوه میرسید که البته بیشتر به قله برج خلنو نزدیک بود .ساعت 12.30 رسیدیم بالای شیب از اینجا به سمت غرب به قلل هرزه کوهها میرسید البته با افت و خیز های زیاد . به طرف غرب حرکت کردیم هنوز قله سه چال را در افق نمیشد دید نقابهای بزرگی در سمت شمال روی خط اراس تشکیل شده بود که در هوای خراب به راحتی ممکن بود روی آنها بریم و همراه با بهمنهای هولناک به قعر دره وارنگرود سقوط کنیم.ساعت 2 در یک کفی بزرگ که از قبل شناسایی کرده بودیم چادر ها بر پا کردیم و برای در امان ماندن از بادهای سهمگبن شبانه خط الراس اطراف چادرها را با بلوک برفی محصور کردیم که این کار بعد از 7 ساعت صعود وفرود با آن کوله های سنگین و برفکوبی کار ساده ای نبود آن هم در ارتفاع 4000 متری .بعد از 2 ساعت کار سنگین و ایمن کردن محل کمپ مشغول استراحت کردن ،غذا خوردن ، آب کردن برف و آماده کردن خودمون از همه جهت برای فردا شدیم .از اواخر شب هوا رو خرابی رفت ابر همه جا رو گرفت وزش باد شدید شروع شد و بارشی با حجم کم هم در جریان بودن .شب را داخل چادر زیر شلاقهای پر سر وصدای باد گذروندیم ... روز سوم 13 دی ماه امیدوار بودیم ساعت 6 صبح دیگه هوا خوب بشه اما در عین ناباوری تا ساعت 9 اجازه بیرون رفتن از چادر رو به ما نمیداد .ما تقریباً آماده حرکت بودیم اما بخاطر سرما و باد جمع کردن کمپ یک ساعت طول کشید . ساعت 10 به سمت غرب حرکت کردیم در حالی که هوا دائم در حال تغییر بود گاهی باد شدید میشد گاهی برف میبارید گاهی آفتاب میشد و در کل سرعت ما رو خیلی پایین آورده بود ساعت 1 هوا طوری گرفت که دید ما به 10 متر محدود شده بود و هر آن احتمال رفتن روی نقابها وجود داشت بچه ها فکر میکردن ادامه دادن به مسیر بهتر از توقف بخصوص یکی از بچه ها اصرار داشت که این هوا هوایی نیست که ما رو زمین گیر کنه و ما میتونییم به کندی و کور مال کور مال به حرکت ادامه بدیم اما من که سرپرست برنامه بودم و مسئئولییت جون 3 نفر به عهدم بود طور دیگه ای فکر میکردم البته 2 نفر دیگه کاملا تابع تصمیم گیری من بودند هر چند تجربه و سطح کارشون از من بالاتر بود اما به اصول سرپرستی و کار گروهی کاملاً آگاه بودند به هر شکل در جایی نزدیک قله بند دال کولی در حالی که باد و کولاک امانمان را بریده بود یک تخته چادر 3 نفره سالیوا برپا کردیم و هر 4 نفر داخل یک چادر رفتیم چون اولا جا برای چادر دوم وجود نداشت و چادر برپا کردن و جمع کردن آن در آن شرایط به صرفه نبود . هوا تا صبح فردای آن روز همچنان خراب بود و چادر به سختی در برابر باد مقاومت میکرد..... بقیه گزارش باشه برای شبهای بعد البته اگر تو این هفته مسافرت نرفتم آخه بد جوری کف کردم میخوام برم یه شمالی یه جنوبی ..... شایدم یه کوهی!!!!!

/ 2 نظر / 25 بازدید
mohammad

سلام دوست عزيز خيلی وقته که به ما ديگر سر نمی زنيد. بهر حال از بازگشتت خوشحالم./ به من سر بزن . منتظرت هستم.

meysm

با سلام و اميد به موفقيت هميشگی شما اگر ممکن است لطفا چند عکس از مسيرمخصوصا از گردنه و پناه گاه لجنی را برايم بفرستيد باتشکر