پاسخ به بحث های مطرح شده و ادامه نوشته های قبلی

قبل از شروع بحث اصلی به بحث های جدیدی که خوانندگان محترم باز کرده اند می پردازم و تشکر میکنم از عزیزانی که نظراتشون مطرح میکنند و باعث میشن که این بلاگ از حالت رکود خارج بشه و مباحث بصورت دو طرفه پیش بره. در پاسخ خانم کربلایی باید دید تعریف ایشان از " حرفه ای " چیه و تعریف من چیه : به نظر من هر فعالییتی که اساسآ به عنوان یک شغل در جامعه به اون نگاه نمیشه، وقتی به اوج خودش میرسه به اجبار و بطور خود کار میشه شغل و حرفه ی انجام دهندش.یعنی اون فرد باید ضمن انجام اون فعالیت از این راه کسب درآمد و امرار معاش کنه چرا که برای انجام دادن اون در سطح عالی و قرار گرفتن در اوج باید بیشتر وقتش رو صرف کنه و فرصت دیگه ای برای پول درآوردن نداره بطور مثال یک فوتبالیست حرفه ای که روزی چند ساعت تمرین داره نمیتونه شغلی داشته باشه جز فوتبال. یا یک هیمالییا نورد که برای صعود یک هشت هزار متری باید حداقل 70 روز تو منطقه باشه یا باید شغلی نداشته باشه، چون کسی به آدم مرخصی 70 روزه نمیده که بره کوه، یا باید شغلش کوهنوردی باشه که نمونه های این رو در تیم های اعزامی خودمون هم دیدیم. البته در کشور ما بدلیل وجود مشکلات اجتماعی و فرهنگی افرادی هستند که کوهنوردی حرفه ای میکنند و در کنار آن شغل دیگری هم دارند که متاسفانه به هیچکدومش نمیشه درست و حسابی پرداخت.خوب.......حالا با این تفاسیر از کوهنوردی حرفه ای، آیا میتوان صعودهای زمستانی نداشت و سنگنوردی هم نکرد و حرفه ای هم شد؟؟؟؟ امیدوارم توانسته باشم منظورم را از حرفه ای خوب روشن کنم در واقع حرفه ای شدن یعنی:1 _ کسب در آمد از راه انجام کاری که عموم به دیده ی شغل به آن نگاه نمیکنند 2 _ انجام یک فعالییت در سطحی که در زبان انگلیسی بهش میگن professional و ما اون رو حرفه ای معنی میکنیم که زیاد هم معنی درست و کاملی نیست چون کلمه professional از perfect به معنی کامل گرفته شده ولی این رو میرسونه که هر کاری که خیلی کامل و عالی انجام بشه میشه حرفه. پس در مورد اینکه به نظر خانم کربلایی کوهنوردی شاخه های مختلفی داره و هر کس میتونه به هر کدوم علاقه داشت بپردازه باید بگم درسته کوهنوردی شاخه های مختلفی داره اما اگر کسی فقط به یکی از آنها پرداخت و در آن به سطح عالی رسید دیگر"کوهنورد" حرفه ای نیست بلکه مثلآ سنگنورد حرفه ای است.چون کوهنورد حرفه ای کسی که تمام شاخه ها و جنبه های کوهنوردی رو یاد بگیره و با استفاده از همه اونها برنامه های جدی و مطرحی رو اجرا کنه . بطور مثال صعود قله دماوند در تابستان از مسیر جنوبی یا صعود سرعتی قله توچال در 3 ساعت اصلآ کار جدی ، مطرح و مهمی در سطح professional نیست.
در پاسخ مربی و محقق ارزشمند آقای پارسایی باید بگم من با نظرات ایشون کاملآ موافقم اما نکاتی را در حاشیه اضافه میکنم: مطالب من پیرامون کوهنوردی خیلی ابتدایی تر از چیزهاییست که آقای پارسایی عنوان کرده اند .در واقع هدف من در این مرحله آشنایی با کوهنوردی و تمیز دادن آن از کارهایی که خیلی ها بهش میگن کوهنوردی مثل هر جمعه رفتن به درکه و کلک چال و احیانآ صعود قلل دماوند،سبلان ، علم کوه هم در تابستون و. . . در واقع هدف من صحبت راجع به سبکهای صعود و روشها نبوده چون این مطالب بیشتر جنبه آموزشی و تکنیکی داره ومن ترجیح میدم از وبلاگ برای بحث و تبادل نظر استفاده کنم چون مطالب آموزشی را در کتاب و مجله (چه توی کتابخانه و چه توی اینترنت)باید جستجو کرد اما اشاره ای که آقای پارسایی به صعود های سرعتی کرده اند بسیار زیبا و بجاست شاید کمبود و نقص کلمات و اصطلاحات باعث شده که تصور شود من صعود های سرعتی را زیر شاخه مهم ویک کار جدی در کوهنوردی میدانم، مقصود من از بردن نام آن فقط ذکرش به عنوان کاری مرتبط با کوهنوردی بود وگرنه من کمترین ارزشی از لحاظ فنی و تکنیکی برای صعود های سرعتی بویژه با شکل غلط رایج آن در ایران قائل نیستم و صرفآ از دیدگاه قدرت بدنی آن را بررسی میکنم . بنظر من صعود سرعتی نتیجه ی یک تلاش مستمر برای تقویت آمادگی جسمانی در بخش قدرت و استقامت است و صرفآ از توان بالای قلب ، عروق و ریه در بکار گیری مناسب سیستمهای مختلف انرژی(ATP و . . .) خبر میدهد که دونده های ماراتن در مسابقه ی دماوند ثابت کردند در این زمینه از کوهنوردان موفق ترند چرا که این کار در تخصصشان است.اما من در عین حال معتقدم یک کوهنورد خوب باید توان انجام صعود های سریع را همواره داشته باشد چون اولآ نشانۀ آمادگی خوب اوست وثانیآ گاهی اوقات لازم میشود مسیر هایی را به سرعت صعود یا عبور کرد مثل مواقع امداد و نجات ، مواقع بحرانی مثل کولاک ، بهمن و . . . و دیگر مواقع پیش بینی نشده که سرعت لازم است و ثانیه ها ارزشمندند.در حقیقت منظور من از ذکر صعود های سرعتی این بعد قضیه بود نه اینکه هفته های متمادی به یک قله و یک مسیر صعود کنیم که هر هفته زمان کمتری ثبت کنیم و بعضآ با حذف ملزومات ضروری از کوله پشتی با به خطر انداختن سلامتی و جانمان در پی کاهش زمان صعود باشیم چون کوهستان که پیست دو و میدانی نیست !!!!!!!!!!!!!!!!!!
آقای پارسایی اشاره ی خوبی به مسئله کمبود واژگان کرده اند که کاملآ صحیح است و علت خیلی از سوء تفاهم ها و نارسایی ها در تعاریف کوهنوردی همین است زیرا هنوز در فارسی اصطلاحات معادلی برای خیلی از تعاریف و مفاهیم در چهار چوب کوهنوردی بوجود نبامده .اما در هر حال سعی من بر این است که با توضیحات کافی این نقص را تا حدودی بر طرف کنم .
ضمنآ آقای حامد منصوری در یکی از نوشته های گذشته پیامی گذاشته اند و پرسیده اند پس تکلیف این جمله که کوهنوردی تنها ورزشی است که مسابقه ندارد چه میشود؟؟؟
همنورد عزیز، این جمله یک حرف کاملآ احساسی و تعصبیست!! چون اساسآ رقابت در ذات و فطرت بشر است و تک تک افراد دوست دارند ثابت کنند که از دیگری برترند و این امر در کوهنوردی به شکل دیگری غیر از مسابقه و روی سکو ایستادن بروز میکند، وقتی گروه یا فردی برای اولیین بار به قله ای یا دیواره ای صعود میکند و در تلاش برای اثبات این موضوع نیز هست یعنی در پی بیان برتری خود نسبت به دیگران است و بجای ایستادن روی سکوی نفر اول لقب اولیین صعود کننده و اولیین فاتح را به خود میدهد که نفس این کار با ایستادن روی سکوی نفر اول هیچ تفاوتی ندارد و بعضی وقتها این مسئله بقدری مهم میشود که اختلافاتی نیز بر سر اثبات قضیه بروز میکند تا حدی که منجر به بروز کدورت و جدایی بین همنوردان قدیمی نیز میشود و در ایران هم نمونه های از این دست داریم!!!!!!!!!!!! اما چون پایه های اخلاق در کوهنوردی نسبتآ قوی تر از ورزشهای دیگر بوده تا کنون رقابت همزمان باب نبوده اما یکی دو سالیست که باب شده و رو به گسترش است و توجه به این نکته ضروریست که اختراع و زایش اینگونه مسابقات زادۀ نیاز و خواست جامعه است پس بییایم باور های کهنه را فراموش کنیم و نییاز های روز جامعه را درک کنبم و ذهنمان را با زمان تطبیق دهیم.
حالا میپردازیم به بحث اصلی :
تکلیف کسی که به کوهنوردی جدی فکر میکنه و در آرزوی صعود قلل بلند دنیا و خیلی کارهای هیجان انگیز دیگه (حتی در داخل ایران) بسر میبره چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟ حقیقتش اینکه کوهنوردی بر خلاف تصور خیلی ها ورزش کم خرجی نیست!!!!! پس اولین قدم نگاه کردن به جیب بعد هم وضعییت شغلی از نظر داشتن مرخصی های وقت و بی وقت و زیاد بعد هم وضعییت خانوادگی یعنی داشتن امکان ترک خانواده هنگام تعطیلات اعم از آخر هفته و غیره....... یا شاید هم همراه بردن آنها در برنامه ها!!! کسی که ابتدا به ساکن سه شرط فوق رو داشته باشه حتی اگه از سلامت کامل جسمی هم برخوردار نباشه میتونه به ادامه ی کار فکر کنه!!!!!!!!!!!!!! پس از این به بعد روی صحبت من با کسانیست که سه شرط بالا رو دارند.در واقع فاز صفر این پروژه بررسی این سه امکان که اگه به نتیجه نرسه نه اینکه عملی نباشه اما قطعآ موفقیت آمیز نیست.
برای صحبت راجع به قدمهای بعدی لازمه که قدری در مورد ماهییت کوهنوردی ونیازمندی های اون بدونیم. در کوهنوردی بر خلاف خیلی از ورزشها قدرت بدنی و استیل فیزیکی بدن حرف اول رو نمیزنه بلکه مسائلی از قبیل علم،اطلاعات،تجربه،هوش سرشار،عشق،علاقه،استعداد و خلاقییت حرف اول رو میزنند و بعد مسائل جسمی.منظورم اینکه توان جسمی بالاخره بعد از یک مدت تمرین هر چند که خیلی منسجم و روی اصول مقررات هم که نباشه بدست می یاد اما دانش و فن کوهنوردی جز با تحقیق ، تفکر ، همراه شدن با اساتید فن ، قرار گرفتن در موقعییت های حساس و . . . حاصل نمیشه و جالب اینکه، اون چیزیکه کوهنورد رو به قله های موفقییت میرسونه و از قعر دره های ناکامی نجات میده توان جسمی نیست!!!!!! بلکه دانش و تجربییاتش به عبارت دیگه قدرت بدنی لازم برای کوهنوردی در حدیست که هر شخصی با هر مشخصات فیزیکی بعد از یک مدت تمرین بهش میرسه اما دانش و فن اون بقدری گسترده و پیچیدست که هر کسی با هر میزان علم و آگاهی و ضریب هوشی موفق به کسب اون نمیشه و بقول معروف باید خمیرمایش رو داشته باشه یا در راه کسب اون تلاش طاقت فرسایی بکنه و اینجاست که میشه نتیجه گرفت کوهنوردی یه جورایی یه هنر !!!!نه یه ورزش !!!!!!!! اما بعد از این حرفها میشه به این نتیجه رسید که برای یک کوهنورد خوب شدن فقط بالا رفتن از کوه کافی نیست پس چیکار باید کرد ؟؟؟؟ این سؤالیی که در نوشتۀ بعدی به آن پاسخ میدهم

/ 6 نظر / 26 بازدید
sohrab

سلام من گفتم مديريت لطفا برو وبلاگم همه رو ببن مووافقی بگو مخالفی بگو مرسی

sohrab

سلام آقا من می خوام اولين کسی که با من مووافق باشه شما باشی من ميگم مدير در بخش ورزشی پرشين بلاگ فقط بين کسانی که وبلاگ داره رائ گيريهم می کنيم بين کسانی که وبلاگ ورزشی دارن اگه آمدی پيام بزار

sohrab

سلام خوبی چه خبر از ورزش يه سری به وبلاگم بزن و لطفا پيام بزار

احسان

سلام.خوشحالم كه ميبينم كه بحث در مورد كوهنوردي تو وبلاگت داره بيشتر جا ميفته يه فكري هم به حال زندگيش بكن

كوهنورد

سلام . ممنون كه به من سر ميزني . متاسفانه دوربين ما در برنامه شكست و همين چند تا عكس قابل استفاده بود ! ولي خوب اشكالي نداره ، همين بهانه اي است براي صعود مجدد آن قله !!

رضا مظاهری

از این که این بحث رو داری خوب ادامه میدی ازت ممنونم امیدوارم همینجوری منظم ادامه پیدا کنه در ضمن میخواستم از نکته سنجی های اقای پارسایی هم تشکر کنم