يک حادثه

ديشب يه اتفاقی برام افتاد که حيفم می ياد اينجا ننويسم :

داشتم اتوبان مدرس رو می يومدم بالا ( پشت فرمان ) که ناگهان يه موسو با سرعت زيادی از سمت راست من لايی کشيد و رفت !!! هنوز تو کف موسو بودم و داشتم بقيه لايی هاش رو تماشا ميکردم که يه دفعه با ضربه شديدی به سمت چپ پرت شدم و در آخرين لحظه ای که داشتم چپ ميکردم به زحمت ماشين رو جمع کردم... همه اين اتفاقها در کمتر از نيم ثانيه رخ داد .... سمت راستم رو نگاه کردم ديدم يه ماکسيما با من برخورد کرده و سمت چپ ماشينش  بدجوری داقون شده ولی همچنان به تعقيب موسو  ادامه ميده !! تو آينه نگاه کردم ديدم پژويی که سمت راست من بود و ماکسيما از بين من و اون رد شد رفته تو باقالی ها و چند تا ماشين ديگه هم خوردن بهم !!! وقت رو از دست ندادم و افتادم دنبال ماکسيما ...  جلوی پمپ بنزين ولنجک گرفتمش و پيچيدم جلوش ... ۴ تا دختر با قيافه های عجيب و غريب و يه راننده (دختر )که رنگ به رخش نبود ... گفتم فکر کردی فرار کردی ؟؟ گفت از کی؟؟ دليل نداره فرار کنم  !!! ديدم طرف خيلی پر رو تشريف داره !! اومدم که پياده بشم برم سمت راست ماشين خودم رو ببينم که چی شده. بيچاره از ترس دنده عقب گرفت و فرار کرد و من شمارش رو خوندم و حفظ کردم  .رفتم ديدم خوشبختانه ماشين هیچ طوری نشده البته چون جیپِ و يه گارد داره که ۱۰ سانت از چرخها بيرون تره وگرنه .....   خلاصه ..... وقتی حال و روز ماکسيما رو ديدم ديگه بی خيالش شدم و راه افتادم که برم بعد ياد اون بيچاره هايی افتادم که پشت سر من خورده بودن به هم و رفته بودن تو باقالی ها ..... رفتم که به اولين پليس خبر بدم ... جلوی نمايشگاه يکی از همين بنزهای خوشگل ایستاده بود ... رفتم سراغ جناب سرهنگ و همه موضوع رو براش تعريف کردم و اون افسر ارشدِ شريف و زحمت کشِ معاونت راهنمايی و رانندگی نيروی انتظامی در کمال خونسردی و بی تفاوتی زحمت کشيد و به من گفت : < حتما با هم در گير شده بودن  > من هم شماره ماکسيما رو بهشون دادم و از اينکه لطف کرده بودن و شماره رو از من گرفته بودن تشکر کردم و رفتم ....

/ 13 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ehsan

همون جیپی که باهاش اومده بودی علم؟ عجب ماشينی بود.. خوش به حالت عباس..

محمد تفنگدار

در حادثه مشابهي ( در شمال ) ديدم راننده مشابهي به يك عابر پياده كه حسابي زخمي شده بود ميگفت : " حالا چرا داد ميزني و ... فوقش مي ميري ، ديه ت رو ميدم " ! ؟

محسن

سلام خدا را شكر كه سلامت هستيد. مال دنيا هيچ ارزشي ندارد سرت سلامت.

عباس بهرامی نيا

بله ... بله ... شما درست ميفرماييد برای همين هم هست که خلوت گزيده ايد !!! من هم يه عمه پيری داشتم خيلی حرفهای قشنگی ميزد ... ۲۰ سالِ آخر عمرش هم کنج خونه خلوت گزيده بود هر چی ما گفتیم عمه جان بگذار از حرفات یک کتاب چاپ کنیم به خرجش نرفت.. خدا رفتگان شما رو بيامرزه ...

خلوت گزیده

یک سوزن به خود ، یک جوالدوز به دیگران! " متاسفانه .... مطالب پر کنايه . نقدهای گزنده . ادبيات لمپنی و عملکرد نامناسب برخی باعث شده تا اگر احتمالا فدراسيون ذره ای علاقه هم که برای پاسخگويی داشته از دست بدهد.ای کاش ميشد يه راهی برای تغيير اين وضعييت پيدا کرد. اصلا خوب نيست . شديم مثل فوتبالیستها !!! "

خلوت گزیده

!

خلوت گزیده

برای اطلاع ديگران مطلبی را که در " " گذاشتم از بیانات جناب عباس بهرامی نیا میباشد .

عباس بهرامی نيا

خلوت گزيده جان ! من واقعا تشکر ميکنم که شما طلاع رسانی میکنید و دیگران رو از جهل و ظلمت رهایی میبخشید . خداوند سایه شما رو از سر ما کم نکنه ... ای ولی نعمت ... ای فداکار ... ای از همه چیز آگاه ... ای ناشناس ... ای در خفا نیکی کن ... ای هشتبلکو کن ..

خلوت گزیده

!

عمورضا

ای آدم فروش رفتی اون بندگان صالح خدارو لو دادی؟!