فرشید جان ممنونم از اینهمه پیغامهایی که برام گذاشتی 08.gif… راستش این همه لطف و توجه شما دوستان باعث میشه انگیزه بیشتر نوشتن رو پیدا کنم … فرشید جان از برانکارد کوهستان گفته بودی !!! بله…. منتها مشکل تهیه این امکانات در زمان کوتاه بود چون شکستگی پای نفر از نوع باز بود و خونریزی داشت و ما فرصت زیادی نداشتیم و اومدن همون آمبولانس از فشم هم نزدیک 2 ساعت طول کشید حالا چه برسه به برانکارد کوهستان ارتش .البته ما اونجا بیشتر به برانکارد سورتمه ای نیاز داشتیم که من پیشنهاد دادم بریم از شمشک بیارییم ولی بخاطر دور بودن مسیر  منصرف شدیم ..به هر حال منظورم اینکه مشکل بلد نبودن امداد و یا نبود امکانات نبود مشکل سرپرستی تیم امداد و بی تجربگی نفرات در امر امداد و دستپاچگی و هول شدن نفرات امداد گر بود… بد نیست بدونید که چند تا از بچه های گروه ما  همت شمیران که اونجا بودند همونهایی بودند که زمستان و پاییز سال 78 امداد مسیر دربند شیرپلا رو بعهده داشتند و چندین نفر را طی چند فقره امداد از مرگ حتمی و از روی دیواره ها و معابر سنگی اطراف غار پلنگ و شیرپلا نجات داده بودند اما اونروز عملا کارایی نداشتند چون سرپرستی امداد به عهده اونها نبود <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

در جواب خانم بهرامی هم میتونم بگم درسته ورزش ما هم تا حدودی سیاسیه اما منظور من اینبود که صحبت کردن تو این حیطه منجر به بازداشت و  ناپدید شدن افراد که نمیشه فقط ممکنه بعضی ها از صحبت آدم خوششون نیاد و در جایی تلافی کنند که این باز بهتر از خودسانسوریه… در ضمن حرف حساب خوبه حتی اگه گویندش معلوم نباشه اما تو کامنتهای من حرف حسابی دیده نمیشد .یکیش که فقط کوشیده بود بجای تشکر از خانم مربی تیم کاشان ایشون رو شناسایی و معرفی کنه واعلام کنه بازآموزی گذرونده یا پایان نامه شون رو ارائه کردن یا نه !!! در صورتی که این صحبت اصلا ربطی به بحث ما نداشت 06.gif… انگار نویسنده این پیام مدتها دنبال یه فرصتی میگشته که ایشون رو ضایع کنه33.gif

دو تا پیام دیگه هم تلاش میکرد که فدراسیون رو زیر سوال ببره و طرح درسها رو … حتما فکر میکرده طرح درسها نظرات شخصی آقایان آقاجانی و افلاکیه … عزیزان من طرح درسها رو همیین بر وبچه های کوهنورد تهییه میکنند یعنی خودمون .بطور مثال بخشی از طرح درس مربیگری درجه 3 و 2 کوهنوردی وکوهپیمایی که راجع به هواشناسی باشه من نوشتم چون رشته تحصیلیم بود و تحقیقات آماری در این رابطه انجام داده بودم. یا طرح درس امداد ونجات رو یکی از همین بچه های فعال و با ذوقی نوشته بود که اصلا رابطه زیادی با فدراسیون نداشت …. و صد البته که طرح درسها نواقص و اشکالاتی داره و هر کس که فکر میکنه میتونه به رفعش کمک کنه خوب یا علی… خدا رو شکر در فدراسیون همیشه بروی همه باز بوده شما فقط کافیه تصمیم بگیرید با یکی از کمیته های فدراسیون همکاری کنید ممکنه اولش خیلی تحویلتون نگیرند اما وقتی خودتون رو نشون دادید یه دفعه میبینید شدید مسئول کمیته ….. و اونقدر  در کوهنوردی کشور تاثییر گذار میشین که هیچ وقت فکرش نمیکردید … باور کنید فدراسیون کوهنوردی ماهییتی نداره جز مجموعه کوهنوردهای همیین جامعه کوهنوردی ایران که حتی برای فعالییت در فدراسیون نه تستی ازشون گرفته میشه نه غربال میشند فقط هر کی فعال تر و با تجربه تر باشه در راس امور قرار میگیره…

مطلب دیگه ای که میمونه اینکه اسم و شخصیت حقیقی کسی که پیام برای من مینوسه مهم نیست … مهم اینکه یه آدرسی داشته باشه که بتونم باهاش ارتباط برقرار کنم  البته اینهم بگم که من معتقدم کسی که حرف حساب میزنه هیچ ترسی از معرفی کردن خودش نداره چه بسا افتخار هم میکنه اما کسی که دنبال عناد ورزی و تخریب دیگران و تصفیه حساب شخصی باشه از معرفی کردن خودش وحشت داره  

/ 6 نظر / 28 بازدید
فرشید فاریابی

عباس جان من بر نکاتی تاکيد دارم که مغفول موندن. اميدوارم اين مباحث انتقادی و اصلاحی پی گرفته بشه و قدرت تحمل عقايد ديگران در من و دوستان افزايش پيداکنه. من نگفته بودم که بريم برانکارد بياريم. که البته دوستان اين کار را کرده بودند. من به اون قسمت از يادداشت شما اشاره داشتم که در مورد نقد امداد گاشربروم پرداخته بودی. برانکارد و تجهيزات و البته رهبری در امداد به همراه علم و تجربه قبلا بايد تو ليست تدارک برنامه باشه. تا بعد...

mohamadrezakhandani

سلام دوست عزيز. من مدير مسئول نشريه منطقه ايي سفيدان هستم که در جنوب شرق کشور منتشر می شود دوست دارم اگر اجازه بدهی از نوشته هايت در نشريه استفاده بکنم . بنا بر اين اگر اين اجازه را به من می دهی با تلفن زير سريعا با من تما س بگير .قبلا از شما که در معرفی اين ورزش تلاش می کنيد کمال تشکر را دارم. ۰۳۴۱۲۷۱۳۰۱۵

ramiz

با سلام و احترام خدمت شما همنورد عزيز . از شما كه در گروه كوهنوردي همت شميران هستيد يك خواهش دارم . در تاريخ 7/3/82 با سه نفر از بچه هاي گروه شما به قله دماوند صعودي داشتيم متاسفانه عكس هاي كه انداختيم سوخت . با دوستان شما چندي عكسي را با هم انداختيم اگر توانستيد آنرا برايم ميل كنيد .- فقط اسم كوچك دوستان كه درگروه شما بوند را بلد هستم . سياوش - حميدرضا كهحدودا" 20سال سن داشته اند. قبلا" از زحمات شما متشكرم .

ليلابهرامي

با سلام خدمت جناب بهرامي نيا.يه موضوعي در روانشناسي هست كه ميگه: براي اينكه بتونيد وسعت ديد خودتان را در برخورد با مسايل مختلف ارزيابي كنيدهر آنچه در اولين برخورد با موضوعي به ذهن شما ميرسد بلافاصله سعي كنيد نقطه مقابل آن را ببينيد(تصور كنيد)اگر بتوانيد چنين كاري را انجام دهيد نشانه ميزان وسعت ديدگاه شما در مواجه شدن با مسايل متفاوت است. هر فردي ديدگاه خاص خود را داردودر ارتباط با انسانها هر چه ديدگاه وسيع تري داشته باشيد موفقتر خواهيد بود چون به تعداد افراد روي زمين ديدگاه وجود دارد!.غرض از اين بحث اين بود:به نظر من معرفي خانم صادق ميتونست ارزشمند باشه نه باعث تخريب ايشان! اينكه يك مربي بدون گذروندن كلاسهاي بازآموزي همچنان به روز باشه و از همه مهمتر اطمينان لازم و كافي براي دخالت در يك امر حياتي (فوري) را داشته باشه كجاش تخريبه؟ در حاليكه(بنا به فرمايش جنابعالي) افراد ديگر حاضر در منطقه عليرغم تجربه هاي قبلي اقدام به در دست گرفتن مديريت در موقع بحران نميكنند.(البته به من ربطي نداره و فقط به عنوان يك مثال اشاره كردم چون حتما دلايل خاص خود را داشته اند)

ليلابهرامي

ضمن اينكه لازمه اشاره كنم اون پيام رو من خودم گذاشته بودم و شايد اگه اسمم را نوشته بودم شما مرا يك فرد مخرب ميشناختيد! ولي با توضيحات داده شده اميدوارم چنين نباشد!واما در مورد مسايل مطرح شده درباره برخي كميته هاي فدراسيون من هم تا حدودي و نه كاملا با نظرات داده شده موافقم فقط به جاي نوشتن در وبلاگ شخصي ديگران ارايه نظر به كميته مربوطه(كوهنوردي)را انتخاب كرده ام ضمن اينكه فكر كنم بهتره الفاظ بهتري بكار بگيريم.و... اما نكته آخر:1- دليل من براي ننوشتن اسم اينه كن مجبور نباشم جواب بدهم نه خود سانسوري و...!2 -به روي چشم!براي شما، يا اسم مينويسم يا حرف نميزنم. 3- ايكاش به جاي تحميل عقايد در صدد درك متقابل باشيم.

پروانه

سلام. من تازه واردم. هنوز وقت نکردم مطالب وبلاگتون رو بخونم. اما در اولين فرصت اين کار رو خواهم کرد. هوا پاک و جانبخش . سنگهای به هم تابيده ء دلسرد ، اين کوه های مغرور که منظره ء شهر را تا افق هر روز و شب می نگرند ، منتظر قدمهای ما هستند......