موزه ی هیمالیا نوردی دارجیلینگ

مشاهده یادداشت خصوصی

  
نویسنده : عباس بهرامی نیا ; ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱/۱٩
تگ ها :

سیل رودبارک

هفته ی گذشته خبر سیل رودبارک خیلی ناراحت کننده بود و دیدن تصاویر این سیل باورنکردی بود ... این همه سنگ از کجا آمده ؟!!  بستر سردآبرود ، جاده و خانه های کنار رودخانه پر از سنگ شده ... و آب راهی برای عبور ندارد جز از جاده و خانه های اهالی رودبارک  ... رودبارک زیبا ... یادم می یاد سال 74 اونوقتا که حتی یک ویلا و آپارتمان تو رودبارک نبود و رودبارک دارای سکوت و صفای دلنشینی بود  در گوشه ای از قرارگاه رودبارک عکسهایی را دیدم که قرارگاه پر از گل و لای شده بود با تعجب از آقای فرضی ( علیدوست ) پرسیدم اینهمه گل برای چی و از کجا اومده ؟ و وقتی فهمیدم سیل بوده بیشتر تعجب کردم ... چون ساختمان قرارگاه خیلی بالاتر از رودخانه قرار گرفته و سیل باید خیلی مهیب باشه تا به بالا برسه ... به هر حال اون موقع تازه اول دانشگاه بودم و هیچ مطالعه و تجربه ای از اقلیم های مختلف نداشتم ولی سالهای بعد با دیدن یخچال علم چال و یک سری دروس و تحقیق دانشگاهی در خصوص زمین شناسی  دید وسیع تری نسبت به این منطقه شگفت انگیز پیدا کردم .... تا اینکه سیل هفته گذشته رخ داد و علاوه بر اینکه خیلی متاسف شدم از بابت رنج و مشقتی که اهالی رودبارک باید متحمل بشوند حس کنجکاوی من را در مورد علت سیل برانگیخت !! رشته ی تحصیلی من عمران آب بوده و ما واحدهای زمین شناسی داشتیم و همینطور یک درسی داشتیم به نام " فرسایش و حمل مواد جامد " و استاد این درس هم دکترای زمین شناشی با گرایش فرسایش داشت و این درس از معدود دروسی بود که من باعلاقه میخوندمش و قسمتی از نمره ی ما رو یک تحقیق تشکیل میداد که بیشتر بچه ها مقاله هایی را از این طرف اونطرف کپی میکردند ولی من  موضوع تحقیقم را یخچال علم چال و فر سایش آن انتخاب کردم .... اونوقتا هنوز خرابه های پناهگاه علم چال برچیده نشده بود و من تونستم عکسهای خوبی ازش بگیرم و این تحقیق من خیلی مورد توجه استاد قرار گرفت و در کل موضوع برای خودش هم خیلی جالب بود و تازگی داشت .منظور از اینهمه داستان و طول و تفصیل این بود که عرض کنم در سیل اخیر عده ای اظهار نظر کرده اند که حرکت پیشانی یخچال یا به عبارتی حرکت و ریزش یخچال علم چال در ناحیه سرچال عامل اصلی این سیل بوده ...عده ای هم این پیش بینی را رد کرده و اظهار نظر قطعی را به عهده ی کارشناسان گذاشته اند . متاسفانه حقیقت این است که ما در این زمینه کارشناس خبره ای نداریم به خصوص کارشناسی که بتواند بازدید میدانی داشته باشد نمونه آن را بنده از نزدیک دیده ام ، استاد درس فرسایش ما که در بالا ذکر شد به عنوان یک دکترای زمین شناس با تخصص فرسایش تا به حال یک یخچال طبیعی و یک یخرفت را از نزدیک ندیده بود  !!! در کامنتهای وبلاگ ( پایگاه اینترنتی کوهنوردان کلاردشت ) متوجه این موضوع شدم که واقعا  هیچ کسی نمی تونه با قاطعیت از علت سیل صحبت کنه و نویسنده محترم وبلاگ هم موضوع را به نظر کارشناسی کارشناسان ارجاع داده است ... اما واقعا کدام کارشناس ؟ !! در کشور ما کدام کار کارشناسی میشود که این کار که مستلزم رفتن تا ارتفاع 4000 متری و مشاهدات و برداشت های میدانی و صحرایی است بشود ؟  هفته گذشته سفری به کلاردشت داشتم و قصد داشتم تا وضعیت را از نزدیک مشاهده کنم اما واقعا امکان پذیر نبود و از طرفی هم جاده و منطقه توسط پلیس بسته و تحت کنترل بود . اما از شانس من هوا کاملا صاف و شفاف بود و به راحتی میشد پیشانی یخچال را دید .چیزی که در نگاه اول توجهم را جلب کرد خط تیره رنگی بود که شبیه به یک شیار قیف مانند یا آبشستگی در وسط پیشانی یخچال یعنی درست در سمت جنوب لیزبنک  دیده میشد که حتی به نظر می آمد که هنوز خیس باشد ... نتیجه اینکه حدس بنده اینست که :

 در آغاز فصل گرما آبراهه های زیر زمینی یخچال در حال باز شدن هستند و آب حاصل از ذوب یخچال را به آهستگی به پایین یعنی سرچشمه اصلی سر آبرود در سمت جنوب کنگلک ها هدایت میکنند ... اما وقتی یک باران شدید یا برف آبکی در منطقه سر چال و علم چال می بارد این آبراهه ها پر از آب شده و پتانسیل عظیمی در نقاط پایینی یخچال جمع میشود و پیشانی یخچال دقیقا مثل دیواره ی یک سد عمل کرده و زمانی که فشار آب  بیشتر از مقاومت پیشانی یخچال میشود ناگهان آب همراه با مقدار عظیمی سنگ و مواد جامد از بالای پیشانی سرازیر شده و با انرژی زیادی که دارد تخته سنگهای بزرگ و هر آنچه بر سر راهش باشد به پایین حمل میکند و این میشود که الان در رودبارک میبینیم .... اما چون فاصله های زمانی این اتفاق زیاد است( حدود هر 30 سال ) اغلب مردم آن را فراموش کرده و قلمرو ی سرد آبرود را کوچکتر از آنچیزی که هست تصور میکنند ..... این اتفاق بخوبی در تصور ماهواره ایه واضح و روشنی که در سال 2005  برداشته شده  با نرم افزار گوگل ارث قابل مشاهده است ... در تصور زیر آبشستگی ها ی قبلی روی پیشانی یخچال کاملا مشخص است و ....

آنچه که من هفته گذشته یعنی بعد از سیل اخیر دیدم  چیزی شبیه به همین اما بسیار جدید و تیره رنگ بود ... البته بنده کارشناس این رشته نیستم و بعید میدانم کارشناسی با مشاهدات و برداشتهای میدانی کافی و معتبر درحال حاضر در ایران وجود داشته باشد ... در انتها خیلی خوشحال خواهم شد اگر دوستان ، صاحبنظران و کارشناسان اطلاعات دیگری داشته باشند در این وبلاگ مطرح نمایند تا علت واقعی این رخداد طبیعی را که منجر به وارد آمدن خسارت به هموطنان ما شده کشف نماییم .

  
نویسنده : عباس بهرامی نیا ; ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٢
تگ ها :

زندگی در شمالی ترین نقاط زمین

آیا تا بحال کنجکاو شدید که انسان تا کدام قسمت های قطبی زمین سکونت میکند و زندگی در این مناطق چگونه است ؟ اگر به این مقوله خیلی علاقمند باشید می تونید با استفاده از نرم افزار گوگل ارث شهر ها و مناطق مسکونی قطب شمال را مشاهده کنید و عکسهایی از اون مناطق را هم ببینید... اما تا این حد میشه گفت که شهرهای کوچکی تا حدود مدار ٨٠ درجه یعنی تا حدود١٠٠٠  کیلومتری نقطه صفر قطبی وجود دارند 

یکی از زیباترین اونها شهر کوچکی است به نام "کولوسوک " در گوشه جنوب شرقی جزیره گرینلند در مدار ۶۵ درجه ... این شهر کوچک در حال حاضر ٢٨۶ نفر جمعیت داره .اولین ساکنین اون اسکیمو ها بودند ...جالبه که جمعیت این شهر از سال ١٩٩١ که ٣۵۴ نفر بوده به تدریج کم شده و ممکنه که در آینده ساکنینی نداشته باشه

زمستانهای این منطقه سرد و پر برف است در انقلاب زمستانی یعنی اول دی ماه به مدت حدود 22 ساعت خورشید دیده نمی شود و تنها به مدت 2 ساعت خورشید نیمه جان در افق و در حال طلوع دیده می شود ...

این وضعیت از اواخر آبان ماه شروع میشود و در اول دی ماه به اوج خود میرسد ... در کل چیزی در حدود 2 ماه در این منطقه طول شب بیش از 18 ساعت است و خورشید روز هم آنچنان بالا نمی آید.

اما شفقهای قطبی آن در شبهای زمستان بسیار دیدنی است

مردم این منطقه در زمستان به زندگی عادی خود ادامه میدهند

و از مواهب طبیعی نهایت لذت را می برند

زندگی به سبک اسکیمو ها هنوز در این محل جریان دارد اما کمی مدرن شده

و هنوز هم میشه اسکیموهای قدیم را مشاهده کرد.

و اما بهار و تابستان آن با روزهای بلند خرداد و تیر ماه که در اول تیر به 22 ساعت میرسدسر سبزی و طراوت زیبایی به محیط می بخشد

حالا حتما این سوال پیش می یاد که این مردم با این جمعیت 200 .........300 نفری شغلشون چیه ؟ امکاناتشون چیه ...اصلا اونجا چیکار میکنند....

اولا که اونجا وطنشون هست...و ثانیا کجا بهتر از اینجا ...؟!! نه خیابونهای شلوغ.. نه بوق ...نه دود نه ساختمونهای بلند که نشه آسمون را دید...نه هوا و آب آلوده ...نه کود و سم شیمیایی... نه دزدی ...نه جنایت ...نه استرس و خیلی چیزهای دیگه که حاصلی جز بیماری و مرگ و میر برای بشر نداشته ....

 

مردم این منطقه یک فرودگاه  و یک بندر دارند و از طریق شکار ، ماهیگیری ، و خدمات رسانی به توریستها امرار معاش میکنند.

فرودگاه

 

امیدوارم قسمت کسانی که آرزو دارن به این مناطق سفر کنند بشه که 2 سفر یکی در زمستان و یکی در تابستان به این مناطق داشته باشند. که البته امکان کوهنوردی هم در این مناطق هست

  
نویسنده : عباس بهرامی نیا ; ساعت ٩:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٢
تگ ها :

شکر و سلامتی

ورزشکار ها معمولا به سلامتی و مسائل مرتبط با تغذیه و سلامتی نیم نگاهی دارند . امروز ایمیلی بدستم رسید که بر آن شدم این پست را بنویسم.

همه ما کم و بیش و جسته گریخته شنیده ایم که شکر ضرر داره اما من شخصا فکرش را هم نمیکردم که این همه ضرر داشته باشه !!! به مطالب زیر توجه کنید :

بدن انسان سالم از هر جواهری گرانبها تر است- تسونگ کاپا

شکر سیستم ایمنی بدن را از کار می اندازد. پس از هر بار مصرف محصولات شکردار، گلبولهای سفید بدن (نوتروفیلها) از کار می افتند و تا ۲ الی ۵ ساعت بدن کاملا آماده آلوده شدن به هر نوع ویروس یا باکتری خواهد بود.

طبق تحقیقات پس از هر بار خوردن چیزی شیرین سیستم ایمنی بدن تا ۷۵٪ کارایی خود را از دست می دهد و این دقیقا بهترین زمان برای فعال شدن میکروبها و ویروسها است.

. شکر ماده ای زائد است فاقد ویتامین- فاقد مواد معدنی و فاقد فیبر که بدن انسان قادر به هضم و جذب آن نیست از این رو برای اینکه ساختار ملکولی شکر شکسته شود بدن مجبور است از مواد معدنی محلول در بدن مصرف کند تا بتواند شکر را هضم کند . در نتیجه تعادل عناصرمعدنی مثل کلسیم- منیزیوم - پتاسیم - سدیم و... را بر هم می ریزد.

شکر سبب ترشح بیش از اندازه هورمون آدرنالین در بدن می شود. احساس اضطراب بیش از اندازه - آشفتگی و بد خلقی از نتایج آن هستند.

شکر در کودکان سبب کاهش هوش و پایین آمدن نمره های درسی است.

برخلاف آنچه پزشکان به شما می گویند خوردن چیزهای چرب تری گلیسیرید را بالا نمی برد بلکه این خوردن شکر است که تری گلیسیرید را بالا می برد !

شکر باعث ضعف سیستم دفاعی بدن در برابر کلیه بیماریها میگردد.

شکر به کلیه ها آسیب می زند. عامل اصلی ایجاد سنگ کلیه مصرف شکراست.

بر خلاف تصور همگان این شکر است که کلسترول بد خون LDL را به شدت بالا می برد و کلسترول خوب را پایین می آورد و در کل سبب بالا رفتن کلسترول می شود. این روغن حیوانی نیست که کلسترول را بالا می برد.

شکر مقدار عناصر کروم و مس بدن را کاهش می دهد.

شکر در جذب شدن کلسیم و منیزیوم اختلال ایجاد می کند. یعنی اگر لیوان شیر خود را با کیک یا شکلات میل می کنید هیچ کلسیمی در استخوانهای شما ذخیره نخواهد شد!

شکر عامل اصلی سرطان از جمله سرطانهای سینه و پروستات و کلون و رکتوم است.

شکر مقدار گلوکز خون را بی جهت افزایش می دهد.

شکر باعث ضعیف شدن بینایی است.

شکر باعث باریک شدن رگهای خونی و در نهایت سکته می شود.

شکر باعث ترش کردن معده است. برخلاف تصور عامه که وقتی ترش می کنندچیزی شیرین می خورند تا آن را رفع کند!

شکر ریسک مبتلا شدن به بیماریهای قلبی را زیاد می کند.

پیر شدن زود هنگام بدن - سفید شدن موها و چین و چروک پوست به دلیل

مصرف خوراکیهای شیرین است نه مصرف گوشت و پروتئین!

شکر سرعت اعتیاد به الکل و میل به اعتیاد به مواد مخدر را زیاد می کند.

شکر تنها عامل پوسیده شدن دندانهاست یعنی اگر شکر مصرف نشود کسی به دندانپزشک نیاز نخواهد داشت.

شکر عامل اصلی چاق شدن است.

شکر عامل آرتروز مفاصل است. کسانی که آرتروز دارند و مواد شیرین زیاد

می خورند روز به روز بدتر می شوند.

یکی از عوامل اصلی بیماری آسم مصرف شکر است.

شکر باعث آپاندیسیت می شود.

شکر عامل اصلی پوکی استخوان است. چگونه؟ شکر ماده ای زائد است که فاقد

هر گونه ویتامین یا مواد معدنی است و بدن قادر به هضم و جذب آن نیست. از

این رو سلولها مجبور هستند برای شکستن ملکولهای شکر از املاح کلسیم و

منیزیوم ذخیره در استخوانها استفاده کنند. هر چه بیشتر چیزهای شیرین مصرف شود کلسیم بیشتری از استخوانها خارج شده و در فرایند هضم شکر مصرف می شود. در نهایت استخوانها بعد از چند سال پوک می شوند. دلیل اصلی خرابی دندانها نیز همین است. کلسیم از دندانها استخراج شده و دندان به مرور پوسیده و خراب می شود. مصرف شیر در این هنگام سودی ندارد مخصوصا اگر همراه کیک و شیرینی باشد.

شکر آب بذاق دهان را اسیدی می کند که برای دندانها ضرر دارد.

شکر میزان ترشح هورمون رشد را کم می کند. جوانان کوتاه قد نتیجه مصرف شکرهستند.

شکر عامل اصلی بالا رفتن فشار خون است.

شکر ساختار پروتئین ها را به هم می ریزد در نتیجه بدن قادر به جذب آنها نخواهد بود.

آلرژی به غذاهای گوناگون نتیجه مصرف شکر است

ایجاد اگزما در کودکان از عواقب مصرف شکر است

آب مروارید بر اثر مصرف شکر به وجود می آید.

بزرگترین خطر شکر این است که ساختمان DNA را می شکند و آن را تغییر می دهد که در نتیجه سلولها سرطانی می شوند.

شکر سبب تولید رادیکالهای آزاد در خون و افزایش ریسک سرطان است.

شکر فعالیت هورمونها را بر هم میزند.

مصرف شکر انعطاف پذیری ماهیچه ها و اندام بدن را کم می کند به طوریکه با کوچکترین حرکت ورزشی عضلات منقبض می شوند و درد می گیرند.

شکر سبب افزایش تقسیم سلولهای کبد و سرطان کبد می شود.

شکر مقدار چربی کبد را زیاد می کند.

شکر اندازه کلیه ها را بزرگ می کند.

اختلال در کار پانکراس از اثرات شکر است.

عامل یبوست و خشکی روده شکر است.

سردردهای بی موقع و بی دلیل و میگرن بر اثر مصرف چیزهای شیرین است.

شکر امواج مغزی دلتا- آلفا و تتا را زیاد می کند که در نتیجه این افزایش قدرت تمرکز و تصمیم گیری در انسان از بین می رود.

عامل اصلی افسردگی شکر است. مردم عامی تصور می کنند با خوردن چیزی شیرین روحیه شان شاد خواهد شد در حالیکه کاملا بر عکس است. شادی حاصل از خوردن شیرینی به خاطر اعتیادی است که به آن دارید و با خوردن آن آرامش می یابید اما در روحیه و امواج مغزی شما اثر متضاد دارد.

شکر ریسک بسته شدن رگهای خونی را زیاد می کند.

وحشتناکترین بیماری قرن یعنی آلزایمر که با حواس پرتی های کوچک شروع می شود بر اثر مصرف شکر به وجود می آید. این به آن معناست که تا ۲۵ سال دیگر نیمی از جمعیت میانسال کره زمین آلزایمر خواهند داشت و مرگ زجرآوری در انتظارشان است .

این همه ضرر در مورد شکر ؟؟؟!! حالا اگر خوشبین باشیم و فکر کنیم همه این مطلب هم درست نیست ... اگر فقط ٢٠ درصد از این لیست بلند بالا هم درست باشه ارزشش را  داره تا بهش توجه کنیم ...البته نکته ای که خیلی مهم است اینکه فراموش نکنیم این ضررها در مورد هر نوع خوراکی هست که حاوی شکر باشه مثل کیک ،شکلات ، نوشابه ،آبمیوه های صنعتی ،شیرینی ،حلوا شکری ،نان قندی و هر چیزی که در ساخت اون از شکر استفاده شده باشه...و نه فقط خود شکر  

  
نویسنده : عباس بهرامی نیا ; ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱۸
تگ ها :

← صفحه بعد