هوايي در گفت و گو با فارس:

گروه‌ آرش بايد پاسخگوي حادثه علم كوه باشد

خبرگزاري فارس: رئيس فدراسيون كوهنوردي گفت: مسئولان گروه آرش تهران بايد در جلسه كميته انضباطي پاسخگوي اين حادثه باشند.//

حالا چطور میشه ثابت کرد که مسئولین گروه آرش این ۲ نفر را راهی کرده اند یا این ۲ نفر سرخود اقدام به صعود کرده اند . شهود و شاهد و از این حرفها حتما !!   

  
نویسنده : عباس بهرامي نيا ; ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ بهمن ،۱۳۸٥


باز هم حادثه

چرا هر سال زمستان شاهد حوادثي هستيم كه مي توانست منجر به تلفات نشود !

همين حادثه اخير را بررسي كنيم .عزيزان از دست رفته اي كه تصميم به صعود گرده آلمانها گرفتند روز سه شنبه 26/10/85 وارد مسير گرده شده اند روزي كه يك سامانه كم فشار از سمت غرب قرار بود به منطقه البرز برسد و زود تر از همه به البرز غربي( منطقه علم كوه )  و اداره هواشناسي خودمان اين را از اول هفته اعلام كرده بود و برخي سايتهاي هواشناسي  مثل سايت ياهو و ... از 9 روز پيش اعلام كرده بودند ! قديم تكنولو‍ژي نبود پيش بيني هوا حتي از يك روز قبل هم امكان پذير نبود خوب كوهنوردان مي رفتند الهي به اميد تو و اگر دچار هواي بد مي شدند مي گفتند شانس نياورديم و هوا ياري نكرد اما امروزه چطور ؟ امروزه كه  از پناهگاه سرچال  و خيلي از قله ها و مكانها حداقل با sms    ميتوان با دنياي تمدن و تكنولو‍ژي ارتباط برقرار كرد مي توان گفت خبر نداشتيم كه هوا خراب مي شود ؟  يا اينكه مي گوييم نمي دانستيم كوچكترين ناپايداري هوا و كم انرژي ترين سامانه جوي مي تواند در ارتفاع 4500 متري منطقه علم كوه فاجعه بيافريند ! واقعا كدام يك را مي گوييم  يا شايد فكر مي كنيم روئين تن هستيم و مي توانيم در بد ترين شرايط جوي از مسيري مثل گرده آلمانها كه اجازه فعاليت سريع را نمي دهد صعود كنيم ؟!  

متاسفانه اين روزها اشخاص زيادي را در كوه مي بينيم كه با يك جفت كفش 2 پوش 300 هزار توماني و يك دست لباس 300 هزار توماني و يك كوله پشتي 150 هزار توماني و...  بدون داشتن تجربه و دانش كافي در كوهنوردي دست به صعود هاي آنچناني مي زنند ( البته منظورم به اين عزيزان از دست رفته نيست چون من آنها را از نزديك نمي شناسم ) .

قديم با اسپرتكس و پوتين سربازي  كوهنوردي را شروع مي كردند حالا با وان اسپرت و كوفلاخ !! قديم نمي دانستند پيش بيني  هوا يعني چه حالا هم نمي دانند ؟؟!!

 

  
نویسنده : عباس بهرامي نيا ; ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ دی ،۱۳۸٥


 

سلامی دوباره

ممنون از همه آشنایان و وابستگان ، تجار ، کسبه و... که در این مدت که من نبودم لطف داشتند و پیامهای محب آمیز نوشتند .

دوست عزیزی در پیامهای پست قبلی نوشته بود :< يک کوهنورد هيچ وقت اشغال در کوه نمی ريزه عموما مردمی که برای تفريح می ان اينکارو می کنن اگر اشتباه نکنم پارک جمشيديه است ؟>

اتفاقا کوهنوردا ها در کوه آشغال میریزند ! چرا ؟ چون سر قله دماوند و علم کوه که مردم عادی وجود ندارند . کوهنوردها خودشون خوب می دونند که کی در کوه آشغال میریزه . البته کوهنورد داریم تا کوهنورد ! بعضی کوهنوردها قله ها را صعود میکنند برای اینکه کلکسیون قله هاشون تکمیل بشه  و وقتی به اون قله صعود کردند میگن < قله را زدیم > . تکلیف این عده مشخص است که در کوه چه میکنند .  اما بعضی ها هم بخاطر چیزهای دیگری به کوه صعود میکنند که لازمه کوه را تمیز نگه دارند .

این دوست عزیز حدس زده بود که این عکسها پارک جمشیدیه است ! ای کاش بود ! نه خیر متاسفانه این عکسها مربوط به پارک ملی گلستان است . نکته مهم در این عکس وجود سبد زباله و انبوه زباله در اطراف سبد بود . یعنی مردم حتی به خودشان زحمت ندادند آشغالشان را در سبد بریزند . ای آقا ما چه انتظاراتی داریم .! هنوز خیلی از مردم وقتی سوار اتومبیل میشوند کمربند را یا نمی بندند یا اگر ببندند بخاطر نجات جان خودشان نیست بلکه از ترس پلیس و بخاطر نجات جان جیبشان است ( به خصوص در شهرستانها )! بعضی ها هم کمربند را الکی روی سینه شان می اندازند و جالب اینکه رتبه اول جهان در  آمار تلفات حوادث رانندگی را هم داریم . اینجا که بحث جان آدمها بطور مستقیم و ملموس هست ما نتونستیم درست کنیم ( حتی به زور جریمه و ..) .... وااااااای به حال بحث محیط زیست که اثرات غیر مستقیمش روی حیات انسان سالها بعد مشخص خواهد شد 

ببخشید که بعد از اینهمه وقت اومدم و فقط غر زدم .. پست بعدی را سفید و روشن خواهم نوشت

  
نویسنده : عباس بهرامي نيا ; ساعت ٧:٢٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ دی ،۱۳۸٥


فرهنگ ايرانی

بدون شرح !

بدون شرح !

  
نویسنده : عباس بهرامي نيا ; ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ آبان ،۱۳۸٥


زندگی

این همه وقت درباره کوهنوردی نوشتم ... یک بار هم میخوام راجع به زندگی بنویسم .هرچند که اینها از هم جدا نیستند و...

هیچکس با سگهای وحشی شوخی نمیکند ولی سگهای آرام را با لگد میزنند  . زندگی بازی سگهاست .( الیزابت آلنده ) .

  
نویسنده : عباس بهرامي نيا ; ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ مهر ،۱۳۸٥


 

سلام ... یه مدتی نبودم ...مشغول رسیدگی به امور اون شتری بودم که در خونه هر کسی میخوابه !!  . این عکس هم مدرکش

روی خط الراس هرزه کوهها با سرکار خانم همسر

بله.......... اینم از ما !!!!!

امروز یک خبری را در سایت خبرگزاری میراث فرهنگی خواندم ولی راستش سر در نیاوردم !!! خبر این بود :

خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گردشگري ورزشي ـ سازمان ميراث‌فرهنگي و گردشگري عصر ديروز، يكشنبه، براي دومين‌بار در ماه گذشته با برخي از فدراسيون‌هاي ورزشي تفاهم‌نامه همكاري امضا كرد.
 
در اين مراسم كه در محل معاونت گردشگري سازمان ميراث‌فرهنگي و گردشگري برگزار شد، نمايندگان فدراسيون‌هاي ژيمناستيك، آمادگي جسماني، ورزش‌باستاني و دو‌وميداني و معاون گردشگري و دبير كميته گردشگري ورزشي سازمان ميراث‌فرهنگي حاضر بودند.
 
بابايي، دبير كميته راهبردي گردشگري ورزشي سازمان ميراث‌فرهنگي گفت:«اين كميته مدت كوتاهي است كه در سازمان فعال شده و اعضاي آن از بخش‌هاي تاثيرگذار در اين حوزه انتخاب شده‌اند.»
 
اين درحالي است كه علي‌محمد نمازي، دبير سابق كميته راهبردي گردشگري ورزشي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري به خبرگزاري ميراث فرهنگي گفت:«كميته راهبردي بيش از يكسال است كه به دنبال تفام‌نامه سازمان با كميته ملي المپيك فعال شده است و توانسته برنامه‌هايي از جمله رالي پاريس ـ پكن و جذب تماشاگران ژاپني براي حضور در استاديوم آزادي را اجرا كند.»
 
وي افزود:«تنها موضوع جديدي كه در اين بخش روي داده، تغيير در تركيب اين كميته است.»
 
هدف از اين تفاهم‌نامه‌ها نيز بر اساس گفته بابايي، استفاده از جاذبه‌هاي گردشگري براي رونق ورزش، برگزاري مسابقات بين‌المللي و در نهايت جذب تماشاگران مسابقات ورزشي است.
 
وي افزود:«كميته المپيك پيش از سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري فعاليت‌هايي را در بخش گردشگري ورزشي آغاز كرده بود، ما نيز تلاش خواهيم كرد تا فعاليت‌ها راهمسو كنيم تا به نتايج مطلوبي دست يابيم.»
 
به اعتقاد وي، ورزش يكي از راه‌هايي معرفي ايران و بيان واقعيت‌هاي موجود است.
 
محمدشريف ملك‌زاده، معاون گردشگري سازمان ميراث‌فرهنگي و گردشگري نيز در اين جلسه گفت:«كميته گردشگري ورزشي با اين هدف تشكيل شد كه فرهنگ غني اسلام را در بخش گردشگري رونق دهد، هرچند سازمان نتوانسته از قابليت‌هاي اين بخش استفاده كند، اما اميدوار است در آينده با نتايج مطلوبي برسد.»
 
فاطمه ابوالقاسمي، رييس فدراسيون آمادگي جسماني، در اين مراسم گفت:«ما پيش از اين برنامه‌هايي داشته‌ايم و انتظار داريم با همكاري سازمان در آينده به وضعيت بهتري در اين حوزه دست يابيم و اين امر مستلزم آن است كه به وعده‌هاي داده شده عمل شود.»
 
نماينده فدراسيون ژيمناستيك هم گفت:«اين ورزش زيبايي ويژه‌اي دارد و مي‌تواند زمينه رشد گردشگري را فراهم كند.»
 
داداشي، دبير فدراسيون دوميداني نيز با اعلام اينكه سازمان ميراث‌فرهنگي دير به فكر اين موضوع افتاد اعلام كرد:«فدراسيون دووميداني در اين بخش پيشتاز بوده و توانسته اردوي تيم‌هاي اردن، قطر و كويت را در شهرستان شيراز برگزار كند. اين برنامه در آينده و با همكاري سازمان‌هاي مرتبط در حوزه خليج‌فارس موفق باشد.»
 
در حاشيه اين مراسم
_هرچند ساعت پنج‌و‌نيم بعدازظهر براي آغاز مراسم درنظر گرفته شده بود، اما مراسم با نيم ساعت تاخير شروع شد. در اين بين معاون گردشگري سازمان با 40 دقيقه و نمايندگان فدراسيون ورزش‌هاي باستاني با يك ساعت تاخير وارد سالن همايش شدند.
 
_تا زمان حضور خبرنگار خبرگزاري ميراث‌فرهنگي(ساعت 18:40)، خبري از نمايندگان فدراسيون‌هاي اسكواش، شنا و شمشيربازي نبود.
 
_پيش از حضور دبير كميته گردشگري ورزشي، نمايندگان فدراسيون آمادگي جسماني و ژيمناستيك از فرصت به دست آمده براي تعيين جايگاه «ايروبيك» ميان اين دو فدراسيون وارد چالش شدند.
 
_همچون جلسه گذشته، خبري از فدراسيون‌هاي همسو با طبيعت نظير ورزش‌ همگاني، كوهنوردي و اتومبيلراني و موتورسواري نبود.
من هر چه فکر کردم متوجه نشدم که مثلا یک توریست ژاپنی یا هلندی یا هر کشوری غیر از افغانستان و عراق به چه دلیلی ممکن است دوست داشته باشد ژیمناستیک را در ایران تماشا کند و یا این همه راه بیاید تا ایران برای  دیدن ورزش باستانی و یا برای کسب آمادگی جسمانی و انجام ورزش های همگانی . اگر کسی بتونه به من کمک کنه خیلی ممنون میشم . از طرفی میدونم که مثل قله دماوند در دنیا وجود نداره و میشه که خیلی ها بخاطر بالا رفتن از این قله به ایران سفر کنند . یا همینطور برای لمس کویرهای داغ ایران ...   

  
نویسنده : عباس بهرامي نيا ; ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ مهر ،۱۳۸٥


کوهنوردی ورزش انسان ساز ؟؟!!

دیروز تشییع جنازه حاج حامد گلکار بود . نمیدونم برای چندمین بار بود که در این عمر کوتاه کوهنوردی خودم برخی از چهره ها و شخصیتهای کوهنوردی را گریان و عزادار می دیدم ! بعضی از کسانی که در مجلس مشابه قبل دیدم این بار اصلا ندیدم چون زنده نبودند ! مثل داوود خادم و بهرام جعفری ! دیروز به این فکر میکردم که ممکن است مجلس بعدی برای هر یک از حاضرین در این جمع به خصوص فعالان و حرفه ای های کوهنوردی باشه ! یه جورایی سیاه شدم  ! با خودم گفتم آخه چه کاریه این کوهنوردی!!! ؟ یکی مثل عزیز خلج ۳۰ سال کوهنوردی کرده و در طی این سالها مرگ بیش از ۳۰ نفر همنورد خودش را دیده از محمد داوودی گرفته تا حامد گلکار ... ! فکر نکنم هیچ صنف و گروه و دسته ای به این اندازه مرگ عزیزانش را ببینه ! من که سابقه ای در کوهنوردی ندارم خیلی از آدمهای توی آلبومم دیگه زنده نیستند چه برسه به یک پیشکسوت ! آلبوم اون احتمالا باید آلبوم اموات باشه ! البته فوت حاج حامد  مستقیما در اثر فعالیت کوهنوردی نبود ولی به نحوی مرتبط بود و بهانه ای شد تا موضوعی را که مدتها بود در ذهن من رخنه کرده بود بیرون بریزم . به هیچ وجه دوست ندارم در اثر کار کوهنوردی و یا کاری مرتبط با آن بمیرم چون خسته شدم اینقدر کوهنوردان را در لباس عزا دیدم . شاید این افکار در اثر افسردگی حاصل از سوگ عزیزان تو سر من اومده باشه و توجیه منطقی نداشته باشه اما به هر حال انسان نمیتونه نسبت به احساساتش بی تفاوت باشه و اونها را در منطق حل کنه .

  
نویسنده : عباس بهرامي نيا ; ساعت ۸:۱٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ امرداد ،۱۳۸٥